اسكندر بيگ تركمان
237
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
زخمداران قزلباش نگاهداشته از كنار آب خبردار بودند كه خبر آمدن لشكر تاتار و لزگى رسيد امراء جمعيت نموده بعزم مدافعه بكنار آب رفته جسر را بريدند اما فئهء ياغيه كه بكنار آب رسيده جسر را بريده ديدند جمعى بيملاحظه خود را به آب زده و عبور كرده با قزلباش جنگ در پيوستند غازيان لحظه بمدافعه مشغول گشته در اثناء حرب و ضرب واقف شدند كه جمعى ديگر از مخالفان در آن حوالى براهنمائى طاعيان شيروان از آب گذشته از عقب لشكر در آمدند بدينجهت جنود قزلباش منهزم گشته هر كس سر خويش گرفته از گريختگان معركه جمعى باردوى ارس خان و امراء رسيده از حقايق احوال اخبار نمودند علامت روز محشر در ميانهء آن جماعت پديد آمده و مردم اردو ماتم - زده و پريشان حال سراسيمه و مضطرب الاحوال كوچ كردند كه خود را بمأمنى رسانند هنوز بعضى از مردم اردو بار نكرده بود كه طليعهء لشكر لزگى و تاتار نمايان شد مردم اردو پراكنده شدند نساء و صبيان با اموال و اسباب اسير و تاراج شده هر قطارى بدست تاتارى درآمد جمعيت و اسباب بىنهايت كه اندوخته چندين ساله بود بدست مخالفان درآمد مجملا عادلگرايخان و طبقهء تاتار و لزگى غنايم موفور بدست آورده در همانروز عود نموده بجانب شيروان رفتند اما ميرزا سلمان و امراء عظام از قرا - كوتل قراباغ ايلغار نموده از قومين اولمى آب كر عبور نموده بشماخى رسيده قلعه را محاصره كردند در آن اثناء از قضيه لشكر تاتار و غارت اردوى ارس خان اطلاع يافتند و دفع شر آن گروه را پيشنهاد هممت ساختند و فوجى از افواج قاهره را با بعضى امراء گذاشتند ميرزا سلمان و قورچى باشى و شاهرخ خان مهردار و محمد خان تركمان و پيره محمد خان استاجلو و سلطان حسينخان نوادهء دورميش خان شاملو و ولى خليفه شاملو و مسيب خان شرف الدين اغلى تكلو و امامقلى خان قاجار و امير حمزه [ 172 ] خان ولد عبداللّه خان استاجلو و ساير امراء نامدار بمقاتله لشكر تاتار توجه نمودند عادلگرايخان و برادران از وصول قزلباش و محاصره شماخى و كيفيت و كميت لشكر خبر يافته چون در جنگ قزلباش دلير شده بود از غايت و غرور حسابى از ايشان نگرفته و بىوحشت بكومك عثمان پاشا روانه جانب شماخى شدند و در كنار ملاحسن نام محلى تلاقى فريقين روى داد عادلگرايخان با دوازده هزار تاتار و چهار پنجهزار لزگى و قرابورك و شيروانى دليرانه پاى ثبات و قرار استوار داشته در برابر سپاه ظفر پناه صف اقبال آراست و از اينطرف امير حمزه خان استاجلو كه چرخچى سپاه منصور بود با بعضى امراء استاجلو و غيره پيش رفته از جانبين دست بآلت قتال بردند معركهء كارزار از خون كشتگان حكم لالهزار گرفت بعضى امراء كه در شماخى شكست خوردن تاتار و گرفتار شدن عادلگراى خان محاربهء لشكر تاتار را از آن خدمت بمردانگى اولى دانسته بيصلاح امراء عظام بملاحظهء ننگ و نام بعزم جنگ بلشكر ملحق گشته در معركه قتال حاضر شدند و جنود تاتار با وجود حملات متواتر كه از سپاه قزلباش وقوع مييافت پاى ثبات فشرده از وقت طلوع صبح تا آخر روز جنگ كرده داد جلادت و مردانگى دادند آخر الامر از ستيز و آويز عاجز